درباره ما
ما دبستانی در آغوش خلیج فارسیم؛ در بوشهر، شهر نخل و دریا، شهر سایهسارِ گرمای تابستان و نسیمِ صبحهای زمستان. همانگونه که دریای جنوب، موجهایش را بیشتاب به ساحل میفرستد و نخل، سالها صبر میکند تا قامت برافرازد، ما نیز باور داریم که هر کودک، بذری است که آهنگِ رویشِ خود را دارد. در کلاسهای ما، طعم شور دریا با عطر کتاب میآمیزد و ریتمِ رشد، نه با شتاب، که با طمأنینهٔ همین خاکِ ریشهدار رقم میخورد.
ما ریشه در این خاک داریم، اما شاخههایمان رو به آسمانِ ایران و جهان گسترده است. از فرهنگِ غنیِ سرزمینمان، همدلی و گفتوگو را به ارث بردهایم؛ از سعدی، مهرورزی را، از فردوسی، پاسداشتِ خرد را، و از ابنسینا، پرسشگری را. کلاسهای ما نه میدانِ رقابت، که حلقههایی برای رشد، همدلی و ترمیم است، چنانکه در فرهنگ ایرانی، «یکی بودن» و «با هم بودن» همواره گرامیترین ارزش بوده است.
اما ما به «هنوز» ایمان داریم؛ کلمهای که هم در ادب پارسی ریشه دارد، هم در پژوهشهای مدرنِ تعلیم و تربیت. از کارول دوک آموختهایم که «هنوز نیاموخته» یعنی «هرگز نتوانسته نیست»؛ از پیاژه و ویگوتسکی میدانیم که ذهن کودک، لوح سفید نیست، بلکه جهانی است با منطق و زیبایی خاص خود؛ و از هِتی و گلمن فراگرفتهایم که بازخوردِ همدلانه و هوشِ هیجانی، به اندازهٔ نمرهٔ ریاضی سرنوشتساز است. اشتباه در کلاس ما پنجرهای است به ذهن کودک، نه برچسبی بر پیشانی او.
معلمان ما، نه فقط آموزشدهنده، که تسهیلگر، همدل و معمارانِ تجربههای یادگیریاند. آنها میدانند که هر کودک، مانند هر نخلِ ساحلی، مسیرِ منحصربهفردی به سوی نور دارد و وظیفهٔ ما یافتن آن مسیر است، نه تحمیل مسیری یکسان. ما در کنار ریاضی و فارسی، تپشهای خلیج فارس را در گوش کودکان زمزمه میکنیم؛ افتخارِ ایرانی بودن را با قصههای شاهنامه در دلشان مینشانیم؛ و پنجرهای به سوی علمِ روز جهان میگشاییم تا بدانند که شهروندِ یک دهکدهٔ جهانیاند.
هدف ما پرورش کودکانی نیست که فقط پاسخهای درست را میدانند، بلکه انسانهایی است که شجاعتِ پرسیدن از اعماق خلیج فارس را دارند، قدرتِ خلق کردن به وسعت تاریخ ایران را، و دلِ همدلی ورزیدن به پهنای جهان را.
دبستان ما، خانهٔ بذرهای کوچکی است که با ریشه در بوشهر، با سایهسارِ ایران، و با شاخههایی رو به آسمان علم جهان، قرار است جنگلهایی بزرگ شوند.
